مرسی خدا جونم...
من خریدار ِ خریدار ِ تو است...
*من " تصمیم ِ کبری " رو خریده...به سیصد و چهل و پنج هزار و نهصد تومن !!!
** من حماقت رو حراج کرده...به سیصد و چهل و پنج هزار و نهصد تومن !!!
*** دوست دارم : سیصد و چهل و پنج هزارو نهصد تومن !!!
ماه رمضون و شب چهارده و افطار ِ گناه ِ کبیره ی من...
* همچنان آلوده می مونم ٬ به عصمت ِ ۱۸ ساله گیم .
** شب ها : عشقبازی ِ من و خدای ِ نا کرده !!
می گن :" هیکلت مثه گل فروش !!! هاس . "
* فدای اون لبای نازت...
** گل شاخه ای چند ؟!!
*** حماقت را پاس می داریممممممممم !!
یه نفس بیشتر فاصله مون نیست...
ــ خوش به حال ابی !! می بینی ؟! فقط یه نفس !! فک کن...
ــ مگه ابی هم " شوهر " داره ؟!!!
ــ حالم خوبه...خیلی هم خوبه...
ــ معلومه !
ببین تو کثافتی که داری اینو می خونی ! من این بکارت لعنتیو می ذارمش لای نون ٬ می ندازمش جلوی سگ تا بخوردش...برای این که بدونی تو احمق تر از اونی هستی که فکرشو می کنی...حیوون لعنتی ! هر فکری که می خوای بکن ... ببین الاغ جون ! من " دوست پسر " ( !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ) داشته م .آآآآآآآآ ررررررررر هههههه.....اما نه به اون معنی که تو ذهن گه مال ِ تو هست....کثافت! من تا حالا دست تو دست پسر ندادم ....اما حاضرم دستمو بکنم تو ک * خر!!....حالا هی تو ی ِ نفهم بیا بپرس :
شما دوست پسر داشتین ؟ چند تا ؟! تنهاتون گذاشته ؟!! خوش حال می شم باهاتون بیشتر آشنا شم!!!
* من با هیچ کی آشنا نمی شم دیگه ٬ باشه ؟
** شکست عشقی هم نخوردم ! خاک تو سر ِ تو که خوردی ! تفش کن بیرون !!
*** آشغال هم خودتی....در ضمن شدیدا ْ هر جور که راحتی فک کن...
**** مخاطبم هم تویی !! خود ِ خودت !!
خوش ٬ خوشگله ٬ خوشگلی ٬ خوش به حالم !!
خوش حال می شم باشی هر شب کنارم ...!!!!
یه چیزیو باید بدونی : تو هیچ فرقی با هیچ کی نداری...من آشغالم فقط خیلی!
ــ می خوای بدم باهاش حرف بزنی ؟
ــ نه ٬ نه ٬ نه !!
ــ زود برگرد ٬ می خوام باهات حرف بزنم !
ــ باشه...
ــ اول ماچم کن ٬ بعد برو !
ــ س...ک...و...ت...
time can never mend
the careless whispers of a good freind
to the heart and mind
ignorance is kind
there`s no comfort in the truth
pain is the whole you`ll find
I`m never gonna dance again
guilty feet have got no rythem
might it seems easy to pretend
I know you are not a fool
should have known better not to cheat a freind
and wast the chance that I`ve been given
so I`m never gonna dance again
the way I danced with you...
اعتراف : من و تو یه فرق گنده با هم داریم :
تو فقط عادت کردی ٬ اما من...دیوونه م !
یه فرق کوچیکم داریما : تو خیلی صادقی و من ...یه دروغ گوی پست و عاشق !!
هنوز هم باورم نمی شه : من...شینو...دو ماه دلتنگی...
چقد دلتنگ بودم و خودم خبر نداشتم شینو ! اینو وقتی فهمیدم که جواب SMS مو دادی ٬ وقتی صداتو شنیدم ٬ لحن خاص حرف زدنت...اون صدای رؤ یائی...نمی فهمیدم دارم چی می گم.هر چی به ذهنم می رسید و بلافاصله به زبون می یاوردم.اما تو ... مثل همیشه پر اقتدار گوش می دادی...هول شده بودم ٬ خیلییییییی ! اشکام ٬ خنده هامو شور می کردن ٬ اما من فقط طعم صدای تو رو حس می کردم...چه حس خوبی بود : یه خواب تو بیداری !
از خیلی چیزا گفتم برات ٬ بی ترتیب ! از اون اوایل ٬ از اینجا ٬ از سامی ٬ از سما...سکوتت نگرانم می کرد : نگران سرزنش های بی پایان خودم بودم که چرا خفه نمی شم ؟! چرا نمی ذارم تشنگی وجودم از صدای قشنگت سیراب شه...یه ریز و بی امون حرف می زدم و خودم به وارفتگی جمله های بی سر و تهم می خندیدم !
اعتراف می کنم که اون SNS اولیه یه اشتباه بود از سر یه تردید به شوق آلوده :
U ?
پس فروختیش ! راس راسی رفتی...گفتم که اشتباه کردم و عذر خواستم.زنگ می زدی و من ناتوان تر از همیشه...
mishe javab bedin?
Shinu?
Yani chi ?
آه کشیدم و بازم عذر خواستم :
Bebaxshid.sharmande.man ke goftam ma`zerat mixam.un chizi ham ke goftam eshtebah shod.
Labato mishe khord?
Cheshato mishe bast?
Deleto mishe bord?
Dastato mishe dasht?
Ghaseram !
تمام وجودم آهی شد از سر یه درد قدیمی...بغض کرده بودم . یادم رفته بود تو سرویس هستم . یادم نیس چی زدم برات اما :
Chetori jizghole man ? goshit ke hamash offe , deletem ke tatilate tabestonie , namard
دستام می لرزیدن و می خوندم : یه بار ... دو بار .... پنج بار... و خودم ٬ خالی ِ خالی...گوشیم خاموش شد.هیچی شارژ نداشت . رفتیم راه آهن .روشن که کردم ٬ دو تا SMS داده بودی .ناراحت شده بودی که چرا جوابتو نمی دم. زنگ زدم... reject کردی .وقتی زنگ زدی قانونمو گذاشتم زیر پام . یادم نمی یاد چه مدتی حرف زدیم با هم. فکرم رم کرده بود .پشت خطی...خونه...یه خداحافظی هول هولکی. تمام سعیمو کردم که کوتاه صحبت کنم.شماره تو گرفتم . گفتی بعدا ْ .دلم گرفت اما خیالم راحت شده بود م هستی ٬ تا ۲۲ م...
به محض اینکه نشستم تو اتوبوس ٬ تمام سختی هایی که تا اون لحظه اون روز بهم گذشته بودو فراموش کردم . لرزش دستام و بغض سنگینم تبدیل می شدن به آلفابت و پرواز می کردن تو هوای تو...جوابات : مختصر...چقد زیاد بودن حرفایی که مونده بودن تو دلم تا بگم بهت.ساعت ۹ خداحافظی کردی تا ۱۱. اون دو ساعت چی گذشت به من ...؟!! ۱۱ دوباره منو صدای قلب بی تابم . گفتی که می خوای حرف بزنی و من گفتم نه...آخه نمی تونستم من زنگ بزنم...از طرفی هم نگفته بودم بهت که با اتوبوس اومدم.شک کرده بودی.گیر دادی که می خوای صدای قطارو بشنوی...چرا وادارم کردی شینو ؟...نمی فهمیدی که من چقد معذب بودم اون طوری...آهنگ گوش دادیم و حرف زدیم.از خیلی چیزا گفتیم و من یادم رفته بود که :
چقد خوشبختی ِ ناچار ِ من ٬ غرقه بدبختیه...
من نسبت به آب و هوای س* آلرژی دارم...نمی خوام برم خوب ٬ مگه زوره؟!
* آره ! همینه که هس!!
ببین حمید عوضی: من بابا نیستم که نگران این باشم که چی ممکنه سرت بیاد ٬ یا مامان بیچاره که شب و روز سعی می کنه به توی خر حالی کنه هنوز همونی هستی که بودی...عرعر اضافی بکنی می شونمت سر ِ جات.
*این گه خوری های جدیدت هم ٬ فقط من می دونم برای چیه...خیلی بد بختی ٬ خیلی...
**دلم بد جور می سوزه برات بابا...
***مامانی ساده ی من !
مست ِ مست...سه ساعت...توابع مختلط و نگاشت!!!
*لودگی ِ چند تا جمله ی ناقص و سه تا نقطه...